تبلیغات

|

کد قفل کردن راست کلیک

پشتیبانی

 MIRACULOUS movie - عشق حقیقی پارت 9

عشق حقیقی پارت 9

چهارشنبه 2 اسفند 1396 09:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
حرفی ندارم 
برین ادامه
بعد از تموم شدن کلاس درس همه به حیاط مدرسه رفتیم و اونجا مشغول حرف زدن شدیم
که یهو گوشی الیا زنگ خورد الیا یه ببخشیدی گفت و رفت اونور با موبایلش حرف زد 
بعد از اینکه گوشیو قطع کرد یه جیغ کشید و اومد به طرف ما و با هیجان گفت 
بچه‌ها یه خبر خوب بابام داره مامانمو برا دکتر می بره یه شهر دیگه و چون خواهرامم اگه بمونن ممکنه مزاحم درس خوندن من بشن اونا رم با خودشون می برن 
_ خب که چی ( خب به جمالت⁦:-\⁩) 
_ بابا یعنی تو موقعی که اون نیستن شما سه تامی تونین بیاین خونه ما و فقط بخوریم و فیلم ببینیم راستی من یه فیلم جدید دانلود کردم اسمش عاشقان شیطانی() می تونین بیاین اونو ببینیم 
_ حالا میخوای به بابا مامانامون چی بگیم ؟بگیم یه هفته می خوایم بریم خونه الیا اینا فیلم ببینیم؟
_ وای دختر تو چقدر خنگی بگو می خوام برم الیا تنها نباشه 
_ اینم یه حرفیه
_
آدرین : ولی من مطمئن نیستم پدرم اجازه بده بیام 
_ تو اصرار کن میزاره 
بعد که این هرفو زد رانندش اومد و آدرین سوار شد رفت 
ما هم بعد از یکم حرف زدن رفتیم خونه هامون 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 اسفند 1396 03:29 ب.ظ