تبلیغات

|

کد قفل کردن راست کلیک

پشتیبانی

 MIRACULOUS movie - عشق حقیقی پارت 10

عشق حقیقی پارت 10

جمعه 4 اسفند 1396 05:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
نظر بدید
برو ادامه 
از زبون مارینت
همه رفتن سمت خونه هامون و منم رفتم 
تو کل راه داشتم تمرین می‌کردم چه جوری باید به مامانم بگم می خوام برم خونه الیا اینا
بالاخره رسیدم پشت در وایسادم تیکی از کیفم بیرون اومد 
چی شده ؟؟؟  چرا نمیری تو 
صب کن یکم تمرین کنم 
_ بابا نمی خوای که تایتانیک رو نجات بدی 
_ حالا هر چی 
_ رفتم تو طبق معمول بابام داشت شیرینی می پخت و مامانمم داشت به مشتریا می رسید آروم آروم رفتم سمت مامانم با نهایت مظلومی گفتم 
_ مامان 
مامانم بدون اینکه از کارش دست برداره گفت 
_ چی می خوای
_ از کجا فهمیدی چیزی می خوام 
_ آخه بابام وقتی یه چیزی می خواد صداش اینجوری میشه 
_ حالا چی می خوای
_ میدونی بالای الیا مامانمو برا دکتر می ......
_ وای چی شده 
_ هیچی چند وقت بود سر مامان الیا درد می کرد اونو می بره دکتر یه شهر دیگه 
_ خب 
_ خب منم می خوام این یه هفته رو که اونا نیستن برم پیش الیا که تنها نباشه ......تازه می تونیم با هم درس بخونیم
_ باشه برو 
_ چی یعنی اجازه دادی 
_آره 
مامانمو بوس کردم یه مرسی گفتمو رفتم اتاقم



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 4 اسفند 1396 06:11 ب.ظ