تبلیغات

|

کد قفل کردن راست کلیک

پشتیبانی

 MIRACULOUS movie - داستان فراموشی اجباری پارت 1

داستان فراموشی اجباری پارت 1

شنبه 16 دی 1396 08:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ی.لیدی باگ
 
اینم از داستانم
برای خوندن داستان برید ادامه 
از زبون مارینت:
بازم یه روز دیگه تو پاریس شروع شد.
از خواب پا شدم و دست و صورتمو شستم که یهو وقتی یادم افتاد امروز تعطیلم یه جیغ بنفش کشیدم(بازم دیوونه بازی در اوردی مارینت خانوم)
مامانم وحشت زده ازم پرسید:چی شده مارینت؟؟؟؟ 

 گفتم:هیچی واقعا که گند زدم 
صبحونمو خوردمو نشستم پای تلویزیون. 
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا









برنامه مورد علاقم داره پخش میشه. میخواستم ببینم که یهو بابام زدش شبکه خبر. ای به خشکی شانس
شبکه خبر داشت یه دخترو نشون میداد که اکوماتیز شده بود.
سریع رفتم تو اتاقم و تبدیل شدم و خودمو به دختره رسوندم.
از زبون ادرین:
فهمیده یه دختر اکوماتیز شده.سریع تبدیل شدمو خودمو به دختره رسوندم.
از زبون کت نوار:
وقتی رسیدم دیدم لیدی باگم اونجاست.بهش گفتم که من میرم اکوماشو میگیرم اما لیدی باگ گفت:نرو خیلی خطرناکه(وقتی میگه خطرناکه خطرناکه د بچه)
یه شیرجه زدم به سمتش اما..........



نه دیگه این مال قسمت بعده
قسمت بعد=4نظر
میبینید چه قانعم



دیدگاه : نظرات
برچسب ها: داستان فراموشی اجباری ?
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 دی 1396 10:08 ب.ظ