تبلیغات

|

کد قفل کردن راست کلیک

پشتیبانی

 MIRACULOUS movie - مطالب Marinett

یه خبر بد

سه شنبه 19 دی 1396 03:14 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
بچه‌ها یه خبر بد دارم براتون 








من دیشب داستانم رو نوشتم و این سری بیشتر از هر بار نوشته بودم تازه تقریبا داستانم داره به جای حساسش می رسه
خوب بگذریم من داستانم رو نوشتم ولی بعد از این که ارسال‌ها زدم دیدم مامانم وای فای رو خاموش کرده و ما قطعه پس






هرچی نوشته بودم پاک شد



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 دی 1396 03:18 ب.ظ

داستان عشق حقیقی پارت 5

دوشنبه 18 دی 1396 03:18 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
بچه‌ها ببخشید دیر شد دروغ چرا اصلا حوصله نوشتن نداشتم ولی الان تلافی می کنم
نظر فراموش نشه
برین ادامه

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 دی 1396 03:55 ب.ظ

عشق حقیقی پارت 4

یکشنبه 17 دی 1396 01:19 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
برین ادامه 
راستی بچه‌ها من داستان هامو کم می دارم ولی روزی چند بار می زارم حالا برین

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 دی 1396 01:29 ب.ظ

عشق حقیقی شد اسم داستانم پارت سوم

یکشنبه 17 دی 1396 12:05 ق.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
از زبون آدرین: 
و همون از ترس دو متر پرسیدیم بالا
_ چته ؟؟اگه میدونستم اینطوری ذوق می کنی با احتیاط می گفتم 
_ می‌دونی به دو دلیل جیغ کشیدم اولا که خیلی ذوق کردم و دوما یه عنکبوت رو لباسته
یه دفعه ای نینو داد زد : وای ولم کن ولم کن ( برادر من تو که از عنکبوت می ترسی چطور می خوای الیا رو خوشبخت کنی ) 
مارینت خندید  و گفت : شوخی کردم بابا.باید خودتو می‌دیدی عین یه دختر کوچولو جیغ می کشیدی
بعد یه دفعه ای یه عنکبوت واقعی کنار پاش دید. یه جیغ کشید و گفت: وای ولم کن ولم کن 
بعد یه لحظه وایساد و یاد نینو افتاد یه سرفه ی الکی کرد و گفت: قبول نیست من واقعا یه دختر کوچولو ام 
همگی با هم خندیدیم
از زبون مارینت: 
یه لحظه یاد عنکبوت افتادم دوباره یه ترسیدم و پریدم بغل الیا 
یه دفعه ای یه دست زد رو شونم و گفت: عزیزم مارینت مطمئنی که تو بغل منی؟


+ چه کسی به شانه مارینت زده است؟
+ مارینت در آغوش چه کسی است؟( مثل افسانه ماه در آغوش خورشید)
همه و همه در قسمت بعدی.....




کامنت بذارین لطفاً 
لاو یو گایز 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 دی 1396 12:27 ق.ظ

داستان

شنبه 16 دی 1396 10:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
ببخشید یکم دیر شد راستی اگه از داستانم خوشتون نمیاد بگین تا اشکال هاشو اصلاح کنم خوب بگذریم برین ادامه مطلب
ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 دی 1396 10:44 ب.ظ

من خودمو معرفی نکردم حالا می کنم

شنبه 16 دی 1396 06:35 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
ببخشید مثل اینکه من اونی نوشته بودم فرستاده نشده حالا خودمو معرفی می کنم
نام : همون مارینت صدام کنید 
رنگ مورد علاقه: قرمز و سیاه،سفید و صورتی
شیب مورد علاقه: آدرینت 
شخصیت مورد علاقه: مارینت و آدرین
درس مورد علاقه: تفکر،ریاضی ، فارسی
درسی که دوست ندارم: علوم ، مطالعات
کارتون مورد علاقه: میراکلس که عاشقشم ، عاشقان شیطانی
کشور مورد علاقه: فرانسه که عشقه
خب تموم شد



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 دی 1396 06:48 ب.ظ

داستان

شنبه 16 دی 1396 05:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
خوب بچه‌ها دو نفر از دوستان گفتن که بزارم 
راستش هنوز اسم انتخاب نکردم و موندم چی بزارم 
اگه تونستید یه کمکی بکنید 
بگذریم برین ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 دی 1396 06:06 ب.ظ

بنظرتون بذارم؟؟؟

شنبه 16 دی 1396 04:55 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
بچه‌ها راستشو بخواین من یه داستان نوشتم البته هنوز تمومش نکردم اسمم براش انتخاب نکردم بنظرتون بزارمش تو وب؟؟؟


دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 دی 1396 04:57 ب.ظ

سلام نویسنده جدید هستم

شنبه 16 دی 1396 03:04 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Marinett
سلام من نویسنده جدید هستم 
تو این پست هر سوالی داشتید از من بپرسید
.
.
.
.
.
.
.
آخ آخ داشت یادم می رفت من اکثراً داستان می زارم امیدوارم که داستانام رو دوست داشته باشید



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 دی 1396 03:07 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 2 1 2